تیم های انحطاط Murong Hui پس از سرقت شدید ، با راهزنان خشن روبرو می شوند. یک کارآگاه زن آنها را دنبال می کند تا آنها برای سرقت یک کیسه پول ، به دلیل خیانت و پیچش در زیر "من سرقت می کنم ، شما مرا سرقت می کنید" به وقایع هرج و مرج منجر شود ...
به یک افسر پلیس مرخص شده فرصتی داده می شود که با گرفتن یک خدمه سرقت بانکی ، زندگی سابق خود را به دست آورد. با هم تیمی با یک زن جوان ، سابق باید قبل از اینکه هیست بررسی ناخواسته را از Autho جدید ترسیم کند ، سریع عمل کند ...
زنی را دنبال می کند که در حال برنامه ریزی برای عروسی خواهرش و پدر یک عروس آینده است. آنها متوجه میشوند که برای عروسی مقصدشان دوبار رزرو شدهاند، بنابراین هر دو طرف تصمیم میگیرند تا محل برگزاری را به اشتراک بگذارند، اما هرج و مرج و فاجعه...
بازرسان Velarde و Alfaro باید آنچه را که به نظر می رسد یک قاتل سریالی است پیدا کنند. این شکار در برابر ساعت باعث می شود که آنها چیزی را که هرگز به آن فکر نمی کردند تحقق بخشند: هیچ یک از آنها با قاتل متفاوت نیست.
لوکاس ، پسری 14 ساله که در زندگی باند در واشنگتن ، D.C القا شده است ، مصمم است که برادر 10 ساله وی از همان مسیر پیروی نخواهد کرد. هنگامی که یک جانباز جنگ افغانستان به محله می آید ، فرصتی بوجود می آید.
چین ، 1860: با ذبح ارتش خود ، ژنرال چینگین به 2 رهبر راهزن در یورش به شورشیان و سوگند خون می پیوندد. آنها یک ارتش وفادار چینگ را با چشم به شورشی که سوژو و نانجینگ برگزار می کنند ، تشکیل می دهند.