دِوُن، دانشجوی خجالتی و درونگرای تازهوارد دانشگاه والتون، با سلست، دانشجویی با اعتماد به نفس و جسور، هم اتاقی میشود. در ابتدا همه چیز خوب به نظر میرسد اما اختلافات کوچک به تدریج به تنشهای بزرگ و جنگ خاموش بین آنها تبدیل میشود.
اش، خدمتکار نابینا و مستقل، در رستورانی کار میکند که مشتریان در تاریکی کامل غذا میخورند. وقتی سرآشپز رستوران به قتل میرسد، اش به عنوان شاهد کلیدی درگیر پرونده میشود.
در اوایل دهه ۱۹۹۰، گمرک بریتانیا در جنگ با قاچاق مواد مخدر در حال شکست است. دون، مأمور باتجربه، تیمی کوچک از کارکنان عادی گمرک را انتخاب میکند و آنها را با هویتهای جدید به عنوان «افسانه» به دل باندهای خطرناک میفرستد.
ریتا ، جوانترین افسر که به عنوان رئیس شاخه جنایی بمبئی منصوب شده، پس از یک عملیات موفق نجات دختران خردسال از فحشا، در مرکز توجه رسانهها قرار میگیرد. اما پشت این موفقیت، تراژدی تلخی نهفته است.
در جامعه اشرافی لندن اوایل قرن نوزدهم، خانواده بزرگ بریجرتون با هشت فرزند تحت نظر گزارشهای مرموز لیدی ویستلداون و نظارت ملکه شارلوت به دنبال ازدواج و عشق واقعی هستند.
مستند با شهادت از شرکتهای بزرگ شبکههای اجتماعی و اسناد داخلی، نشان میدهد که الگوریتمها چگونه برای حداکثر کردن زمان حضور کاربر، محتوای خشمآور، افراطی را اولویت میدهند. این سیستم نه به عنوان عارضه جانبی، بلکه بخشی از مدل کسبوکار طراحی شده است.
در ۲۶ آوریل ۱۹۸۶، آزمایشی ایمنی در راکتور شماره چهار نیروگاه چرنوبیل به فاجعهای بزرگ منجر میشود. فیلم با تمرکز بر ۴۸ ساعت بحرانی اولیه، رویدادهای پشت صحنه انفجار، تلاشهای قهرمانانه غواصان برای جلوگیری از انفجار دوم بسیار بزرگتر، آشفتگی و هرجومرج در شهر پریپیات و تخلیه اضطراری ۵۰ هزار نفر از ساکنان را روایت میکند.
بی ژنگ مینگ، فارغالتحصیل آکادمی پلیس که از کودکی آرزوی پلیس شدن داشته، در اولین روز خدمت به طور ناگهانی معلول میشود. او با وجود این معلولیت، تسلیم نمیشود و با کمک کاپیتان دژو، به عنوان پلیس مخفی وارد باند معروف دزدان قطار به نام «رونگ من» میگردد.
در آیندهای نزدیک، سیستم پیشرفته «رویاهای خوب» به کاربران اجازه میدهد در دنیای رویاهای شخصی خود هر چیزی را تجربه کنند. شو تیان بیائو، مدیر سیستم رویاها، و لی سی منگ، کاپیتان فضاپیما، ناگهان در لایههای مختلف رویاها گیر میافتند و هویتهای متفاوتی به خود میگیرند.
سنیل نارایان، قهرمان سابق موتورکراس از کویمباتور، رویای قرار دادن نام هند در نقشه جهانی این ورزش را در سر دارد. او پسرش ویکاس را از کودکی با تربیت سختگیرانه به قهرمانی تبدیل میکند.
پس از موفقیت بزرگ آهنگ «فقط میتوانم تصور کنم» که پرفروشترین آهنگ رادیویی مسیحی تاریخ میشود، بارت میلارد با همسرش شانون و پنج فرزندش زندگی آرامی دارد. اما وقتی پسر بزرگشان سام به دیابت نوع یک مبتلا میشود، فشارها بر خانواده افزایش مییابد.
سارالاکخو هولمز، کارآگاه جوان بنگالی مقیم لندن، همراه دستیارش آریا سن، پروندهای قدیمی را بررسی میکند. نفرینی چندصدساله خانواده باسکرویل را تهدید میکند و وارث آن، سکهار روی چودری، در خطر مرگ قرار دارد.
تووا سالیوان، زن سالخوردهای که همسر و پسرش را از دست داده، شبها در آکواریوم شهر کوچک ساول بی کار نظافت میکند. او با مارسلوس، هشتپای غولپیکر و بسیار باهوش، دوستی عجیب و صمیمی برقرار کرده است.
فرانک کسل، که اکنون با اختلال استرس پس از سانحه دست و پنجه نرم میکند، سعی دارد زندگی آرامی بدون انتقام داشته باشد. اما مامان گنوچی، ماتریارک جنایتکار که در صندلی چرخدار است، برای انتقام کشته شدن پسرش وارد میدان میشود و فرانک را دوباره به نبرد میکشاند.