دائو ما، شکارچی جایزهبگیر و جنگجویی نامدار، مأموریتی ظاهراً ساده را میپذیرد؛ محافظت از مردی مرموز در مسیر طولانی تا شهر چانگآن. اما او خیلی زود متوجه میشود فردی که از او محافظت میکند، همان ژی شی لانگ، تحت تعقیبترین مرد امپراتوری است.
کالوین تراسک در شهری دورافتاده در مناطق قطبی زندگی یکنواخت و آرامی دارد و روزهای خود را به دور از هیاهوی جهان سپری میکند. اما با ورود مردی مرموز به نام لوکاس وید، همه چیز تغییر میکند.
داستان فیلم درباره زنی به نام الی است که دچار یک اختلال عجیب در حافظه شده و هر بار بخشی از زندگیاش را از یاد میبرد. او در هر “ریست ذهنی” نمیتواند همسر و فرزندش را به خاطر بیاورد و با هر بار بیدار شدن، در دنیایی ناشناخته و سردرگم قرار میگیرد.
ماجرا زمانی آغاز میشود که یک جعبه آبیرنگ مرموز در شرایطی عجیب پیدا میشود. محتویات این جعبه سرنخهایی از رویدادهایی فراموششده و رازهایی مدفون در گذشته را آشکار میکند.
داستان درباره دو عاشق قدیمی است که سالها پس از جدایی، بار دیگر در شرایطی غیرمنتظره با یکدیگر روبهرو میشوند. هرکدام در طول این سالها مسیر متفاوتی را در زندگی انتخاب کردهاند و اکنون با خاطراتی روبهرو هستند که تصور میکردند برای همیشه پشت سر گذاشتهاند.
در سال ۱۹۹۱ و در منطقه راماناتاپورام، کاراسامی که همه او را با نام «کارا» میشناسند، تلاش میکند زندگی گذشته خود را پشت سر بگذارد و مسیر تازهای را آغاز کند. اما زمانی که مشکلات مالی و فشارهای بانکی زندگی خانوادهاش را تهدید میکند، او ناچار میشود بار دیگر به دنیایی بازگردد که سالها از آن فاصله گرفته بود.
داستان فیلم درباره جکی کروز، مدیرعامل قدرتمند و سختگیر یک شرکت بزرگ هواپیمایی به نام ایر کروز است. او برای حفظ نظم و حرفهایگری در محیط کار، قانونی سختگیرانه علیه روابط عاشقانه میان کارکنان وضع کرده است.
تانگ تانگ، کارآگاه جوان و با استعداد، پروندهای ده ساله را دوباره باز میکند. او در جریان تحقیقات با شبکه گستردهای از جنایات و حوادث مشکوک در سطح شهر روبرو میشود که ریشههای عمیقی دارند.
تام لوفتیس، شهردار شکاک و عملگرای جزیره خلیج بیوهها در نیوانگلند، مصمم است با وجود باورهای خرافی ساکنان، گردشگری جزیره را رونق بخشد. او که به شدت با افسانههای نفرین جزیره مخالف است، تلاش میکند مکانهایی مانند مهمانخانه تسخیرشده را امن نشان دهد.
متیو لی که در واقع لی هه سوک نام دارد، مدیرعامل و پژوهشگر شرکت مواد اولیه طبیعی «گوجهونوک بیو» است. او برای فراموش کردن گذشته، با نام مستعار متیو در روستای دوکپونگ زندگی میکند و تنها تولیدکننده قارچ گل سفید اوری محسوب میشود.
روبن و نیال از کودکی مثل دو برادر بزرگ شدهاند، هرچند خونی با هم ندارند. یکی قوی، وفادار و پرخاشگر است و دیگری آرام و مهربان. سی سال بعد، روبن به عروسی نیال میآید اما آشکارا مضطرب و بیقرار به نظر میرسد.
اَلی، نویسندهای پرفروش و شناختهشده، پس از قتل یکی از دوستان نزدیکش با پروندهای پیچیده روبهرو میشود که آرامش شهر کوچک محل زندگیاش را بر هم میزند. او در جریان جستوجوی حقیقت با اندی، نویسندهای جوان و مشتاق که علاقه زیادی به پروندههای جنایی دارد، همراه میشود.