داستان فیلم درباره گروهی از جوانان است که هنگام بازدید از بازاری محلی در دامنه کوهی اسرارآمیز، مسیر خود را گم میکنند. این کوه طبق افسانهها، دروازهای میان دنیاهای مختلف محسوب میشود و افراد زیادی در اطراف آن ناپدید شدهاند.
داستان فیلم درباره زنی جوان است که در تلاش برای درک گذشته، ریشههای فرهنگی و هویت واقعی خود، سفری درونی و احساسی را آغاز میکند. او در مسیر زندگیاش با روایتها و افسانههایی از شخصیت افسانهای مولان روبهرو میشود؛ زنی جنگجو که نماد شجاعت و فداکاری است.
داستان فیلم درباره افسر پلیسی وظیفهشناس است که مسئولیت تعقیب یک نوجوان قاتل را برعهده میگیرد؛ نوجوانی که قربانی سوءاستفاده و خشونتهای اجتماعی شده است.
کارآگاه آیزایا استایلز، افسر مصمم پلیس لسآنجلس، در تعقیب کولتران وایلدر، استاد جنایتکار و مغز متفکر سرقتهای بزرگ قرار میگیرد. این دو مرد قدرتمند هر کدام در سمت مخالف قانون ایستادهاند و رقابتشان به یک بازی خطرناک و هوشمندانه تبدیل میشود.
جک رایان که فکر میکرد دوران مأموریتهایش تمام، دوباره به دنیای جاسوسی کشید. وقتی یک عملیات مخفی بینالمللی توطئهای مرگبار را آشکار میکند، او مجبور میشود با یک واحد عملیات سیاه سرکش روبرو شود.
جک بلک، مردی ماجراجو و خلافکار، به برادری یگ پیوسته و زندگیاش را در جادهها و قطارهای باری غرب آمریکا و کانادا میگذراند. او از نوجوانی وارد دنیای جرم شده، با اعتیاد دست و پنجه نرم میکند و بارها به زندان میافتد.
گریس لیزا واندنبرگ، ریاضیدان ساکن ملبورن، همه چیز را میشمارد؛ از حروف نامش تا دانههای خشخاش روی کیک پرتقالی. شمارش برای او مانند داربستی است که جهان آشفتهاش را سرپا نگه میدارد.
داستان درباره دختر خردسال یک روزنامهنگار است که بهطور ناگهانی در دل بیابان ناپدید میشود، بدون هیچ رد و نشانی. هشت سال بعد، زمانی که خانواده از همپاشیده او هنوز در غم و اندوه زندگی میکنند، دختر بهطرز عجیبی بازمیگردد.
داستان درباره زوجی به نام نیکول و سباستین است که پس از تجربه تلخ از دست دادن فرزندشان، در تلاش برای شروعی دوباره هستند. آنها بهطور غیرمنتظرهای صاحب یک مزرعه دورافتاده در مناطق روستایی ونزوئلا میشوند و تصور میکنند این مکان میتواند فرصتی برای آرامش و ترمیم زخمهای روحیشان باشد.