مورسو، کارمند ساده در الجزایر دهه ۱۹۳۰، پس از مرگ مادرش بدون هیچ احساسی در مراسم شرکت میکند و زندگی روزمرهاش را ادامه میدهد. او با ماری رابطهای کوتاه آغاز میکند و با همسایهاش ریموند درگیر ماجراهای مشکوک میشود.
زوج جوانی به نام آنانت و آپارنا به همراه دو فرزند ناشنوای خود از لندن به روستای اجدادی در هند جنوبی بازمیگردند تا زندگی آرامتری داشته باشند. آنها با زنی سالخورده به نام اوچای آشنا میشوند و به او پناه میدهند، اما به زودی با اتفاقات عجیب و مرگ مشکوک یک کودک در روستا روبرو میشوند.
چترپاتی شیواجی پس از دعوت اورنگزیب به آگرا برای جشن پنجاهمین سال سلطنت، در خانهای محبوس میشود و تحت نظارت شدید مغولها قرار میگیرد. شیواجی با هوش و برنامهریزی دقیق، همراه با همراهان وفادارش مانند ماداری مهتار، از اسارت فرار میکند.
در ۱۱ مارس ۲۰۱۱، زلزله ۹ ریشتری و سونامی عظیم، نیروگاه هستهای فوکوشیما دایچی را ویران کرد و سیستمهای خنککننده سه راکتور را از کار انداخت. فیلم ۹ روز پرتنش پس از فاجعه را لحظه به لحظه بازسازی میکند، از تلاش مهندسان اتاق کنترل برای جلوگیری از ذوب کامل هسته تا تصمیمهای سیاسی برای جلوگیری از تخلیه توکیو.
میسی ۱۱ ساله پس از سالها غیبت پدرش تام، از بازگشت او خوشحال میشود و باور دارد پدرش واقعاً در سفرهای دور دنیا بوده است. اما به زودی متوجه میشود پدرش در شهر بیخانمان زندگی میکند و دچار مشکلات روانی است.
سیما، زنی ۴۵ ساله که سالها زندگیاش را وقف همسر و فرزندان کرده، پس از رفتن فرزندان به دانشگاه و کمرنگ شدن رابطه با همسرش، احساس پوچی میکند. او که زمانی معلم بود، حالا روزها را در خانه میگذراند و خاطرات گذشته را مرور میکند.
ناصر حمید، پسر مهاجر یمنی در محلههای کارگری شفیلد، از کودکی با نژادپرستی روبرو است و توسط مربی بوکس برندن اینگل کشف میشود. برندن که خودش از طبقه کارگر است، ناصر را از ۷ سالگی آموزش میدهد و سبک غیرمعمول، اعتماد به نفس بالا و نمایشهای ورودش را پرورش میدهد.
در دهه ۱۸۴۰ پنجاب، پس از مرگ مهاراجه رانجیت سینگ، سردار آکال سینگ و روستایش با حمله انتقامجویانه جانگی جهان و نیروهایش روبرو میشوند. جانگی جهان که پیمان صلح را شکسته، به دنبال نابودی روستا است و آکال سینگ با همراهانش برای دفاع از خانه، خانواده و ارزشهای خالصا میجنگد.
دب آنتنی، دختری از خانوادهای ساده در کوئینز نیویورک، با هوش و شجاعت خود از دنیای پرخطر خیابانها و بوستون عبور میکند. او در حالی که عشق، جاهطلبی و نیاز به بقا را همزمان مدیریت میکند، یک امپراتوری کوچک مواد مخدر میسازد تا پایهای برای آینده بزرگتر فراهم کند.
الی پسری است که زندگیاش در سایه جنایت و خشونت پدرش، گِیب، سپری شده است. پدرش به جرم قتل محکوم به اعدام است و همین موضوع تأثیر عمیقی بر الی گذاشته است. او که از کودکی شاهد خشونت خانوادگی بوده، متوجه میشود که خود نیز دارای تمایلات خشونتآمیز است.
یک سرباز سابق و کودکی یتیم در جهانی که همهگیری آن را ویران کرده، برای رسیدن به منطقه امن معروف به سایت آر تلاش میکنند. آنها در مسیر پرخطر با راهزنان، نیروهای رژیم فاسد و تهدیدهای ناشناخته روبرو میشوند و باید با هوش و شجاعت خود زنده بمانند.
دو دوست نزدیک به نام کیم و ارین پس از گم شدن در جنگل برفی، متوجه میشوند تنها نیستند و چیزی شوم از میان درختان آنها را تعقیب میکند. آنها در تلاش برای یافتن راه خروج، با نشانههای عجیب و حملات ناگهانی روبرو میشوند که به تدریج به وحشت تبدیل میگردد.
یک دزد گریزان که به امتیاز نهایی خود نگاه می کند، در چهارراه خودش با یک دلال بیمه سرخورده روبرو می شود. همانطور که مسیرهایشان در هم میپیچد، یک کارآگاه بیامان آنها را دنبال میکند تا بتواند دزدی چند میلیون دلاری را که قصد دارند خنثی کند...
داستان مئنگ سنا (سو یونگ-چو)، وکیل مشهور به "وکیل شروران"، را روایت میکند که پروندههای جنایی منفور را میپذیرد و مخفیانه ۱۵ سال طرفدار آیدل دو را-ایک (کیم جائه-یئونگ)، ووکالیست گروه گلد بویز، است.