یک کارگردان تمام بازیگران محبوب خود را برای فیلمبرداری از فیلمی در رم در دهه 70 فراخوانی می کند که به مجاورت می گوید که در اطراف یک خیاطی معتبر می چرخند.
این فیلم که اقتباسی از رمان تاریخی نوشتهی ریوسوکه کاکینه است، داستان گروهی از یاغیان به رهبری هاسودا هیوئه (با بازی یو اویزومی) را دنبال میکند که علیه شوگونات فاسد قیام میکنند. «موروماچی بورای» با تمرکز بر نبردهای شمشیری، درام تاریخی و شخصیتپردازی، توانسته توجه مخاطبان و منتقدان را جلب کند.
زندگی یک少女 سیزدهساله به نام یونان (با بازی لیل برتلووت) را به تصویر میکشد. یونان، دختری با ریشههای مختلط بلژیکی-ژاپنی، در آستانه سفری ماجراجویانه با پدرش ژولین (گیرت ون رامپلبرگ) و برادرش کای (کایتو دفورت) به آلمان است، جایی که کای در حال تحصیل است. اما یک حادثه غیرمنتظره، یعنی سقوط پدرش که او را به کما میبرد، زندگی یونان را زیرورو میکند. در پی این اتفاق، مادر یونان، آیکا (ماساکو تومیتا)، که سالها در ژاپن زندگی میکرده و از فرزندانش دور بوده، به بلژیک بازمیگردد تا از آنها مراقبت کند. این بازگشت، برای یونان و کای که سالها مادرشان را ندیدهاند، چالشبرانگیز است.
دنی ، یک سرباز سابق بی خانمان در دوبلین ، با ویل ملاقات می کند ، یک نوجوان که از یک باند مواد مخدر فرار می کند. برخورد آنها آنها را وادار می کند تا هنگام حرکت به واقعیت های سخت که با آنها روبرو هستند ، با گذشته خود مقابله کنند.
داستان حول محور «کانان بولت» (با بازی ویجای ستوپاتی)، یک فرد ساده و دوستداشتنی است که با دست خالی به مالزی میرسد و بهطور اتفاقی درگیر یک بازی پوکر پرماجرا میشود که مسیر زندگیاش را تغییر میدهد. رابطه او با شخصیت زن داستان (با بازی روکمینی وسانت) از دوستی به عشق تبدیل میشود و کارگردان با حوصله این تحول را به تصویر میکشد.
مادا و خانواده در عروسی مقصد با عجله تیفانی در باهاما شرکت می کنند. تنش ها در حالی بوجود می آید که تیفانی به نامزد خود ، زاویر شک می کند و مادرش به طرز عجیبی عمل می کند و سوء ظن هایی راجع به مشروعیت ازدواج ایجاد می کند.
اندی سینگر ، بازیگر خارج از کار که اکنون به عنوان یک ملکی در نیویورک سیتی تلاش می کند ، وقتی دختر 10 ساله بی سر و صدا خود را در وسط اخراج خود در آستان خود نشان نمی دهد ، دنیای خود را در حال سقوط در اطراف خود می داند.
در میان تماشاگران، گروهی از دزدان خشن به رهبری شوگرمن (تیم راث) و پسرش لیتل شوگر (جک لودن) حضور دارند. این گروه که از نمایش تورنادو سرگرم شدهاند، متوجه میشوند یک کودک دو کیسه طلای دزدیدهشدهشان را میرباید. این سرقت آنها را به سفری بیرحمانه برای بازپسگیری طلا و مجازات کودک میکشاند، که در نهایت به رویارویی خشونتآمیز با تورنادو منجر میشود. مهارتهای سامورایی تورنادو که تا پیش از این نمایشی به نظر میرسیدند، در این تقابل واقعی و مرگبار میشوند.
یک دون بی باک سعی می کند راه های بی رحمانه و گذشته خشونت آمیز خود را تغییر دهد تا با خانواده اش با آرامش زندگی کند. با این حال ، گذشته تاریک او همچنان او را تعقیب می کند. او با آن روبرو می شود و بر آن غلبه می کند.