دیگو (یک شهرساز ونزوئلایی) و النا (رقصنده بارسلونا) با هم به ایالات متحده پرواز می کنند، زیرا او ویزای قرعه کشی گرین کارت را برنده شده است و آنها یک زوج پاراجا د هچو یا معمولی هستند . هر دو به شدت هیجان زده هستند تا زندگی مشترک خود را شروع کنند.
کارآگاه قتل هان دو کیونگ ( جونگ وو سونگ ) در ازای رسیدگی به کارهای پشت صحنه شهردار آکدئوک پارک سونگ بائه ( هوانگ جونگ مین )، که برای کسب سود و موفقیت دست به جنایات مختلفی می زند، پول دریافت می کند.
رضوان خان، یک مسلمان هندی ، با برادر کوچکترش ذاکر و مادر بیوه اش راضیه در خانواده ای متوسط در بوریوالی ، بمبئی بزرگ می شود . اوتیسم او منجر به تدریس خصوصی از سوی یک محقق منزوی و توجه بیشتر از سوی مادرش می شود که همه اینها منجر به افزایش حسادت ذاکر می شود که در نهایت خانواده خود را برای زندگی در سانفرانسیسکو ترک می کند.
در یک مدرسه شبانه روزی منزوی و بدون پنجره به نام وستالیس، که با دقت نظامی شدید اداره می شود ، دختران در سطوح مختلف زندگی می کنند و به آنها آموزش داده می شود که از " فضیلت های زنانه " اطاعت، پاکیزگی، صبر، ملایمت، فروتنی، وفاداری و فروتنی پیروی کنند و در عین حال از " رذیلات " مانند خشم، کنجکاوی و احساسات پرهیز کنند.
در مورد دختر یک گانگستر است که با اکراه قبول میکند برای پیدا کردن دختر عموی ربوده شده خود با یک تفنگدار سابق همکاری کند. حال این کهنه سرباز باید بر شیاطین درونی خود غلبه کرده تا کودک ربوده شده را نجات دهد اما…
داستان راجاویر سینگ (راندیپ هودا)، سربازی ساده از هاریانا را روایت میکند که پس از پیوستن به ارتش هند، استعدادش در بوکس کشف میشود. او که زندگی سختی را پشت سر گذاشته، با حمایت مربیاش، امرجیت سینگ (ساپنا مالوترا)، به مسابقات محلی راه مییابد و بهسرعت بهعنوان پدیدهای نوظهور شناخته میشود.
ریچارد پیس یک دزد حرفه ای و فراری از زندان است. شولتز، صاحب چندین زندان خصوصی (که پیس از سه زندان از آنها فرار کرده است)، متوجه می شود که در شرف آزادی است، اما پیس یک روز قبل از ملاقات شولتز فرار می کند.
داستان در دنیای فانتزی پراندل آغاز میشود، زیرا بازیکنان برای جستجوی یک سنگ قرمز عرفانی که از بهشت سقوط کرده است، به یک جستجوی ماجراجویانه میروند. در پایان داستان، بازیکن ممکن است سنگ قرمز را در ازای پاداش به یکی از جناح های پراندل، مانند شیطان سرخ، یا دنیای زیرین یا بهشت که به دنبال استفاده از قدرت سنگ قرمز برای منافع خود هستند، انتخاب کند.
شنون ماترز، خبرنگار عکاس، پیاده روی انفرادی را آغاز می کند تا خاکستر پدرش را پراکنده کند. در طول راه، او شاهد یک معامله مخفی مواد مخدر با پلیس فاسد بیلی جین استانهوپ است. شانون پنهان می شود و از آن عکس می گیرد، اما او کشف و تعقیب می شود.
چهار ویگتی که روی چهار مختلف تمرکز می کنند ، ظاهر پورتال های بیگانه مرموز به نام "درها" را نشان می دهد. درها مسئول ناپدید شدن میلیون ها نفر و تغییر در خود زمین هستند.
داستان عاشقانهای میان آآسی (پانجا وایشناو تج)، پسری از جامعه ماهیگیران فقیر در اوپادا، و بباما (کریتی شتی)، دختر رئیس ثروتمند روستا، کُتاگیری رایانام (ویجی ستوپاتی)، را دنبال میکند. آآسی از کودکی عاشق بباما بوده و با بزرگ شدن، این عشق عمیقتر میشود، اما تفاوت طبقاتی و کاستی مانع بزرگی است.
فیلم با بداخلاقیهای وزیر سینگارایار شروع میشود که واسودوان با نام مستعار واسو، والدین یک کارگردان مشتاق در چنای را تهدید میکنند، در حالی که او در کورگ نیست . در مسیر بازگشت به خانه، ماشین واسو درگیر تصادف می شود که توسط سرسپردگان وزیر به عنوان انتقام از شکایت واسو از پسر وزیر، که مرتکب قتل شده بود، تنظیم شده است.