در سیسیل دهه 1860 و در بحبوحه اتحاد ایتالیا روایت میشود. دون فابریتزیو کوربرا، شاهزاده سالینا، مردی است که در میان ثروت و تجمل زندگی میکند، اما با نزدیک شدن نیروهای انقلابی گاریبالدی، متوجه میشود که دوران اشرافیت رو به پایان است.
داستان عدالت مسموم در شهر کوربی واقع در منطقهی ایست میدلندز انگلستان اتفاق میافتد؛ جایی که آلودگی ناشی از مواد زائد سمی، سلامت کودکان را به خطر انداخته است.
پس از طوفان وحشتناک خانه آنها را از بین می برد ، یک لنگه سریع به نام لورا و خانواده کوکی او در کامیون غذای قدیمی زنگ زده خود به شهر بزرگ حرکت می کنند که امیدوارند تجارت خود را به موفقیت برساند.
یک پسر جوان با یک بیماری نادر استخوان شکننده و اوتیسم. اما آنچه او را واقعاً بی نظیر می کند ، دیدگاه جهانی شاد ، خنده دار و تأثیرگذار او است که همه افراد اطراف خود را متحول و متحد می کند.
پس از یک فاجعه شخصی ، نماینده اطلاعاتی لهستان Ewa Oginiec قصد دارد این سرویس را ترک کند. دنیای او هنگامی که شریک زندگی وی به دنبال قرار گرفتن در معرض عاملان روسی از بین می رود ، متزلزل می شود.
مرد جوانی برای زندگی بهتر با خانواده اش به کلمبیا می رود، اما در نهایت دست به زندگی می شود. او بعداً برای تسلط بر بازار سیاه بوگوتا بر خلاف همه شانس ها پیش می رود.
یک افسر ارشد که به تیپ ضد جنایت منتقل شده است ، کشته شدن دو همکار سابق و ناپدید شدن دیگری را بررسی می کند و یک نزاع تلخ را در نیروی پلیس در معرض دید قرار می دهد.
یک زن جوان به زادگاه کوچک خود باز می گردد و قصد دارد پدر بدخواه خود را بکشد تا فقط کسی را کشف کند که روز گذشته او را به قتل رسانده است. همانطور که دختر به دنبال جواب می رود ، میراث خانوادگی خطرناک تر از آنچه تصور می کرد ، کشف می کند.
مک به دنبال شلوغی بعدی به کشور سفر می کند. بعد از اینکه او با لس میانه غربی خود ، تجارت خود را به پایان رساند ، او را به یک امتیاز بزرگ در ایندیاناپولیس با یک صاحب نوار محلی تبدیل کرد. او می فهمد که این شامل شعله قدیمی او Evelyn و ...
هنگامی که یک ویروس تهدید می کند که هیبریدهای بیگانه دوستانه در حال حاضر زمین را علیه انسان می چرخاند ، کاپیتان رز کورلی باید تیمی از مزدوران نخبه را در یک مأموریت به دنیای بیگانه هدایت کند تا بتواند آنچه را که از بشریت باقی مانده است نجات دهد.
پس از مخلوط شدن با یک سندیکای جرم خطرناک ، یک پلیس مخفی از خواب بیدار می شود تا متوجه شود که شریک زندگی خود ، همسرش و سه روز از زندگی خود را از دست داده است.