آرش به اتهام قتل نامزدش لیدا در زندان بسر میبرد و در انتظار دادگاه است. او برای مادرش فرشته قسم میخورد که بی گناه است، فرشته به کمک وکیل آرش و یکی از دوستانش بهروز ساجدی، بدنبال جمع آوری مدارک و شواهدی برای اثبات بیگناهی پسرش است.
سیندرلا ، فیلمی خانوادگی و فانتزی محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی کنت برانا میباشد. این فیلم داستان دختری جوان و زیبارو بهنام الا را روایت میکند ، وقتی پدر الا به طور غیر منتظرهای از دنیا میرود ، اکنون الا گرفتار نامادری بیرحم و خواهرزادههای حسودش میشود.
این فیلم روایتگر داستان زندگی زنی است که بعد از این که همه چیزش را در رکود بزرگ از دست میدهد، سفری را به غرب آمریکا آغاز میکند و به عنوان یک عشایر امروزی در ماشین ون زندگی جدیدی را برای خود شروع میکند و…
در خلاصه داستان این ملودرام اجتماعی آمده است:«همیشه همه چیز اون طوری که فکر میکنی پیش نمیره... »تاکنون پنجاه درصد از فیلمبرداری این پروژه سینمایی انجام شده و این فیلم برای جشنواره فیلم فجر امسال آماده می شود.
تنها توضیحات منتشر شده آن در مورد پول است: «پول برای ما دو حالت دارد، یا ما را می بوسد یا میکشد...» و حالا این فیلم کنجکاوی مخاطبان را برانگیخته است و در خلاصه داستان فیلم جملهای از وودی آلن آمده است: «زندگی پر از بدبختی، تنهایی و زجر است و همهاش خیلی زود به پایان می رسد.»
زوجی از قشر متوسط ایران امروز، پس از 20 سال فراق اکنون که همدیگر را یافته اند برای تحکیم این عشق،سرنوشت بچه هایشان را با زوجی از طبقه پایین جامعه گره می زنند، غافل از اینکه این آغازی برای فروپاشی هر دو خانواده است....
این فیلم داستان یک سازنده قدیمی تار است که در خانهاش با گروه جوانی که تمرین موسیقی میکنند، مراوده دارد. او در فضای ذهنی خودش استادان موسیقی ایران را گاه به جای آنها تصور میکند و ما ترانههای ماندگار فارسی را از آن استادان میشنویم.
«سونامی» روایتگر داستان زندگی دو تکواندوکار ملی پوش به نامهای مرتضی(با بازی بهرام رادان) و بهداد(با بازی مهرداد صدیقیان) است که وقوع حوادثی سرنوشت این دو را به یکدیگر گره میزند. استاد خسروی(با بازی علیرضا شجاع نوری) مربی باسابقه تکواندو پس از سالها دوری از عرصه مربیگری تیم ملی، به دعوت سرپرست جدید فدراسیون تکواندو از آمریکا به ایران بازمیگردد؛ تعدادی از اعضای تیم ملی طی این سالها ایران ترک کردهاند تا برای کشور دانمارک بازی کنند.
مهتا برای یافتن ردی از داود مرادی که آخرین فرد مرتبط با خواهرش مریم، پیش از خواب طولانی مدتش بوده به محله زندگی داود می رود تا پاسخی برای سوالاتش پیدا کند ...
داستان پروفسوری را روایت میکند که موفق به ساخت یک رستوران شده است. رستورانی که در نهایت به یک سفینه تبدیل میشود. حال با ورود چهار نوجوان به قصه و با شیطنت آنان، این سفینه مقداری زودتر از موعد به پرواز درمیآید. سفینه در نهایت به فضا رفته و در یک سرزمین ناشناخته فرود می آید.
فرهاد تصمیم میگیرد برای مهاجرت به ترکیه سفر کند اما به دلیل گرفتاریهایی که برایش رخ میدهد نه تنها مهاجرت، بلکه برای بازگشتش به ایران نیز در هالهای از ابهام قرار میگیرد.