سالها پس از آن که تس و آنا یک بحران هویت را تحمل کردند ، آنا اکنون یک دختر دارد و یک نامادری به زودی به دست می آورد. در حالی که آنها با چالش هایی که هنگام ادغام دو خانواده به وجود می آیند ، حرکت می کنند ، تس و آنا متوجه می شوند که ممکن است رعد و برق دو بار اعتصاب کند.
یک بوکسور بازنشسته برای یک شوت آخر در این عنوان به حلقه باز می گردد اما تنها در صورتی که بتواند وزن خود را بدست آورد. در یک اتاق در لاس وگاس که با یک مربی بی پروا در یک برنامه کاهش وزن فشرده و غیرقانونی سوار می شود.
هانک تامپسون ، بازیکن سابق سوخته ، به طور غیر منتظره ای خود را در یک مبارزه خطرناک برای بقا در میان زیربنای جنایتکار دهه 1990 در نیویورک در آغوش می گیرد ، و مجبور به پیمایش در زیرزمین خیانتکار است که هرگز تصور نمی کند ...
یک پاک کننده از تأثیر کاریزماتیک کارفرمای ثروتمند خود اسیر می شود. با افزایش و اسرار دوستی شدید آنها ، مارپیچ های رابطه آنها به یک بازی روانی خطرناک که در آن چیزی کاملاً به نظر نمی رسد.
گروهی از قهرمانان تصمیم گرفتند Clevatess ، پادشاه جانوران را نابود کنند. اما آنها برای نابودی جهان به یک توطئه می چسبند و برای کمک به آنها باید به Clevatess اعتماد کنند.
با آخرین منبع آب شیرین منطقه که تحت رزرو بومیان آمریکا و نیروهای شیطانی که برای کنترل کنترل می شوند ، دفن شده است ، محکومین می جنگند که برای آزادی او می جنگد ، محافظ بعید پسری جوان می شود که ممکن است قدرت داشته باشد ...
یک شهر قرون وسطایی که توسط جانوران شیطانی گرفتار شده بود ، یک بار موجودات جنگلی بی گناه با یک جادوگر قدرتمند پیچیدند. یک شکارچی بی باک و رزمندگانش باید برای بازگرداندن صلح با جادوی تاریک او روبرو شوند.
کاپیتان هوک: جزر و مدهای نفرینشده داستان جیمز هوک (با بازی ریچارد راودن)، کاپیتان دزد دریایی خسته و تلخاندیشی را روایت میکند که پس از شکست فاجعهبار در برابر دشمن دیرینهاش، دریاسالار اسمی (ادوارد کالووی)، در وضعیتی نابسامان قرار دارد.
در حومه سال 1980 ، دقیقاً یک سال پس از اینکه یک زن جوان به طرز وحشیانه ای توسط بچه نگهدار قاتل "دروگر" ، خواهرش ، دنا درست با بازگشت دروگر به قتل می رسد. هنگامی که دنا قدم می زند تا فرزند کلانتر شهر را به کودک خود بپردازد ...
نیک بیانکو پس از گذراندن یک سال در زندان به دلیل حمله ، با عشق به زندگی خود دوباره به هم پیوسته است ، فقط برای این که متوجه شود که او یک تحسین جدید به نام چستر دارد که به نظر می رسد افسر موقت او نیز هست.