قاهره ، یک جنایتکار اصلاح شده ، از زندگی جدید خود به عنوان یک مشاور خروجی باند لذت می برد. هنگامی که خواهرزاده اش حمزه ناپدید شد ، قاهره کشف کرد که مخفیانه به باند سابق خود پیوسته است. علی رغم تعهد وی برای جلوگیری از خشونت ، ناامیدی از پلیس ...
در آینده ای که تحت تأثیر بیماری های کشنده قرار می گیرد ، یک پدر ناامید باید با پیامدهای اخلاقی یک فناوری پیشرفته تراشه که سالهای اضافی زندگی را به هزینه شخص دیگری اعطا می کند ، مقابله کند.
یک درام جنایی gritty است که روایتی پرتنش از چهار دزد تازهکار پس از یک سرقت بزرگ را دنبال میکند. داستان در دهه ۱۹۹۰ در محلهای فقیرنشین لندن آغاز میشود، جایی که رونی (Eddie Marsan)، رهبر گروه، یک سرقت جسورانه از انبار جواهرات را برنامهریزی میکند.
Arisu-یک جوان بی لیست ، بیکار و بازی ویدیویی و وسواس-ناگهان خود را در نسخه عجیب و خالی از توکیو پیدا می کند که در آن او و دوستانش برای زنده ماندن باید در بازی های خطرناک به رقابت بپردازند.
چارلز بلکی ، یک مرد آمریکایی آفریقایی تبار که در بندر ساگ زندگی می کند ، در یک رودخانه گیر کرده است ، از شانس و در هنگام از دست دادن خانه اجدادی خود هنگامی که یک تاجر سفید پوست عجیب و غریب با لهجه اروپایی پیشنهاد می کند زیرزمین خود را برای تابستان اجاره کند.
هنگامی که یک کشتی فضایی مرموز بر روی زمین سقوط می کند ، یک زن جوان و گروهی از سربازان تاکتیکی یک کشف سرنوشت ساز را انجام می دهند که آنها را با بزرگترین تهدید این سیاره به چهره به چهره می اندازد.
قسمت اول «جوانی من» با معرفی سونوو هه آغاز میشود، مردی که زمانی ستارهای کودک در صنعت سرگرمی کره بود، اما پس از تجربههای تلخ، این دنیا را ترک کرده و حالا بهعنوان یک گلفروش در منطقهای آرام زندگی میکند. او همچنین بهعنوان نویسنده فعالیت دارد و زندگی ساده اما رضایتبخشی را سپری میکند.
داستان «ملکه مانتیس» حول محور جونگ ایشین (با بازی گو هیونجونگ)، قاتل زنجیرهای بدنام ملقب به «مانتیس» میچرخد که بیست سال پیش به دلیل قتل بیرحمانه پنج مرد به زندان افتاده است. لقب «مانتیس» (آخوندک) به دلیل شباهت روش قتلهای او به رفتار آخوندک ماده که گاهی پس از جفتگیری نر را میکشد، به او داده شده است. جونگ ایشین، که اکنون در زندان آنوون زندگی لوکسی دارد و در انتظار اجرای حکم اعدام است، شخصیتی مرموز و بیاحساس به نظر میرسد که هیچ پشیمانی از جنایات خود ندارد.
در میان هرج و مرج جنگ جهانی اول ، یک پدر غمگین قهرمان می شود و در حالی که از دشمن بی امان که توسط انتقام جویی هدایت می شود ، روستائیان را به سمت امنیت سوق می دهد.
فصل سوم «بنیاد» به بررسی پویایی قدرت در کهکشان میپردازد و بر اتحاد شکننده بین بنیاد و امپراتوری کلئونیک تمرکز دارد. ظهور «قاطر» به عنوان یک نیروی مخرب جدید، چالشی بزرگ برای هر دو طرف ایجاد میکند. این شخصیت که در رمانهای آسیموف نیز نقش کلیدی دارد، به عنوان یک تهدید غیرقابل پیشبینی معرفی شده و انتظار میرود داستان را به سمت تنشهای دراماتیک و پیچیده هدایت کند. این فصل به موضوعاتی مانند بقا، اتحاد در برابر دشمن مشترک و تأثیر تصمیمات گذشته بر آینده میپردازد.
این پیش نمایش به سریال Outlander بر زندگی و مهمانی والدین جیمی فریزر: برایان فریزر و الن مکنزی و همچنین والدین کلر بووچامپ ، هنری باوچامپ و جولیا موریستون متمرکز است.