آیوی، دختر 17 سالهای که سرطان را پشت سر گذاشته، علاقهای به زندگی ندارد و از اینکه والدینش او را به یک کمپ تابستانی برای جوانان مبتلا به سرطان میفرستند ناراضی است. اما در کمپ با گروهی از نوجوانان متفاوت آشنا میشود و تابستانی فراموشنشدنی را تجربه میکند.
دکتر الینور داگلاس، پروفایلر جنایی منزوی، زمانی که قتلی با همان شیوه قتلهای قاتلی که سالها قبل دستگیر کرده بود رخ میدهد، دوباره وارد پرونده میشود. اما شرایط زمانی خطرناکتر میشود که شواهد او را به عنوان مظنون اصلی معرفی میکنند.
مومبو جامبو به شکلی جادویی به اندازهای غولپیکر درمیآید. او به همراه سه دوستش سفری خطرناک را آغاز میکند تا جادوگر ترسناک بابا یاگا را پیدا کند و از او بخواهد دوباره کوچک شود.
ژان ژائو، محافظ امپراتوری، پس از دریافت سرنخی درباره یک پرونده حلنشده، تحقیقات خود را آغاز میکند. او در این مسیر با هو لینگلونگ و بای یوتانگ همراه میشود و پرده از توطئهای خطرناک برمیدارد.
سوفیا مدوکس در جریان جستوجو برای یافتن پدربزرگ ناشناخته خود متوجه میشود نوه چارلز منسون است و برای شناخت گذشته خانواده و پیامدهای این کشف تحقیق میکند.
آلیس بلک، مأمور افبیآی، تحقیقات گستردهای را برای شناسایی یک قاتل زنجیرهای حسابگر آغاز میکند؛ اما نزدیک شدن این دو زن، نگاه آنها به عدالت را تغییر میدهد.
میا لوین پس از مرگ پسرش بر اثر سرطان، همچنان با غم و اندوه زندگی میکند. او با پسری آشنا میشود که شباهت عجیبی به فرزند از دسترفتهاش دارد و تلاش میکند جای خالی او را پر کند. اما در خانه میا موجودی مرموز زندگی میکند و هنگامی که یک کارآگاه بازنشسته درباره ناپدید شدن کودک تحقیق میکند، رازهای تاریک خانه آشکار میشوند.
دوان پس از سالها زندان آزاد میشود و برای کشف حقیقت پروندهای که باعث حبس او شده، نقشهای خطرناک و چندلایه طراحی میکند. این نقشه ناخواسته سه فرزند او از سه همسر سابقش را وارد ماجرا میکند و خانوادهای عجیب شکل میگیرد که همزمان با دشمنان بیرونی و اختلافات درونی خود دستوپنجه نرم میکنند.
شن جیاجو پس از مرگ همسرش برای آرامش به شهری دورافتاده در دل صحرا سفر میکند. اما حیواناتی که در اثر تشعشعات یک شهابسنگ جهش یافتهاند، به شهر حمله میکنند. شن جیاجو با حفظ آرامش، ساکنان شهر را متحد میکند تا در برابر موجودات غولپیکر مقاومت کرده و جان مردم را نجات دهند.
وینسنت و مایا تصمیم گرفتهاند از گروه تبهکار خود جدا شوند و زندگی آرامی داشته باشند، اما رئیسشان آنها را برای آخرین مأموریت وارد بازی خطرناکی میکند. خیانت، نقشههای پنهانی و اتحادهای غیرمنتظره باعث میشوند این مأموریت بسیار پیچیدهتر از چیزی شود که تصور میکردند.
مردی به نام راجیوان به جرم اجرای یک سرقت از بانک متهم میشود و به شدت مورد ضربوشتم قرار میگیرد. او باید در میان اتهامات، خشونت و رازهای پنهان، حقیقت ماجرا را پیدا کند.
ماتا پس از زخمی شدن در عملیاتی مخفیانه در نیجر، همکار و همراه خود آنتوان را از دست میدهد. او که معتقد است مقامات اطلاعات مهمی را از او پنهان کردهاند، بدون مجوز رسمی تحقیقات خود را آغاز میکند.
مردی در حال مرگ که دوران محکومیت خود را در زندان میگذراند، با دیدن گل حسرتی که در سلولش دارد به تابستان سال 1986 بازمیگردد و خاطرات زندگی، عشق و گذشتهاش در دنیای یاکوزا را مرور میکند.
در شهر ساوج ولز، پیزلی بل قصد دارد ثابت کند که میتواند کلانتر شهر باشد، اما کِید اوبرایِن، قانونمدار مشهور، نیز برای این مقام تلاش میکند. رقابت میان آنها زمانی تغییر میکند که جنایتکاران شهر را تهدید میکنند و این دو مجبور میشوند برای مقابله با دشمن مشترک متحد شوند.