داستان فیلم درباره جکی کروز، مدیرعامل قدرتمند و سختگیر یک شرکت بزرگ هواپیمایی به نام ایر کروز است. او برای حفظ نظم و حرفهایگری در محیط کار، قانونی سختگیرانه علیه روابط عاشقانه میان کارکنان وضع کرده است.
تانگ تانگ، کارآگاه جوان و با استعداد، پروندهای ده ساله را دوباره باز میکند. او در جریان تحقیقات با شبکه گستردهای از جنایات و حوادث مشکوک در سطح شهر روبرو میشود که ریشههای عمیقی دارند.
تام لوفتیس، شهردار شکاک و عملگرای جزیره خلیج بیوهها در نیوانگلند، مصمم است با وجود باورهای خرافی ساکنان، گردشگری جزیره را رونق بخشد. او که به شدت با افسانههای نفرین جزیره مخالف است، تلاش میکند مکانهایی مانند مهمانخانه تسخیرشده را امن نشان دهد.
متیو لی که در واقع لی هه سوک نام دارد، مدیرعامل و پژوهشگر شرکت مواد اولیه طبیعی «گوجهونوک بیو» است. او برای فراموش کردن گذشته، با نام مستعار متیو در روستای دوکپونگ زندگی میکند و تنها تولیدکننده قارچ گل سفید اوری محسوب میشود.
روبن و نیال از کودکی مثل دو برادر بزرگ شدهاند، هرچند خونی با هم ندارند. یکی قوی، وفادار و پرخاشگر است و دیگری آرام و مهربان. سی سال بعد، روبن به عروسی نیال میآید اما آشکارا مضطرب و بیقرار به نظر میرسد.
اَلی، نویسندهای پرفروش و شناختهشده، پس از قتل یکی از دوستان نزدیکش با پروندهای پیچیده روبهرو میشود که آرامش شهر کوچک محل زندگیاش را بر هم میزند. او در جریان جستوجوی حقیقت با اندی، نویسندهای جوان و مشتاق که علاقه زیادی به پروندههای جنایی دارد، همراه میشود.
کانگ دان شیم، زنی جاهطلب و زیرک در دربار چوسان، با هوش به مقام همسر سلطنتی میرسد اما با زهر جان میدهد. روح او در بدن شین سو ری، بازیگر گمنام مدرن بیدار میشود. سو ری در حال فیلمبرداری صحنه مسمومیت است که ناگهان شخصیت دان شیم کنترل را به دست میگیرد.
داستان فیلم درباره تکتیراندازی بازنشسته است که پس از سالها زندگی مخفیانه در مزرعهای دورافتاده در استرالیا، تلاش میکند گذشته خشونتآمیز خود را فراموش کند.
الکساندر کورنف، دادستان جوانی که تازه به دفتر دادستانی منصوب شده، در زندان محلی نامهای خونین از یک زندانی قدیمی پیدا میکند که فساد و شکنجههای پلیس مخفی انکاوهده را افشا میکند.
وینسنت، نهنگ نوجوان که والدین خود را از دست داده، با شک به تواناییهایش دستوپنجه نرم میکند. وقتی موجودی غول آسا از یخچالی در حال ذوب شدن فرار میکند، او باید همراه دوستانش به عمق تاریک اقیانوس برود.
در سرزمین اکسندریا، گروهی از ماجراجویان که با نام واکس ماکینا شناخته میشوند، بیشتر به دلیل بینظمی و رفتارهای غیرمعمول خود شهرت دارند تا قهرمانی. این گروه شامل جنگجویان، جادوگران و تیراندازانی است که هر کدام گذشتهای پیچیده و رازهایی پنهان دارند.
داستان در اواخر دهه ۱۹۹۰ و در منطقهای کوهستانی جریان دارد؛ جایی که قاچاق انسان به بحرانی بزرگ تبدیل شد. «چی فنگ» افسر پلیسی شجاع، به تنهایی و بدون پشتیبانی رسمی وارد قلب شبکههای جنایتکار میشود تا عاملان این تجارت سیاه را شناسایی کند.