جیسون، کهنهسرباز سابق و راننده سرویس حملونقل، در جریان یک سفر متوجه میشود مسافری توسط یک شبکه قاچاق انسان گرفتار شده است. او برای نجات زن وارد درگیری با قاچاقچیان، مافیای روسیه و نیروهای پلیس میشود.
در برنامه، رقابتهای بازی سنتی گل یا پوچ به سطحی حرفهایتر و داستانیتر ارتقا یافت. شخصیت اصلی، رضا (مهران مدیری)، پس از موفقیت در مسابقه قبلی، حالا با گروهی از بازیکنان ماهر روبهرو میشود که برای کسب عنوان و جایزهای بزرگتر تلاش میکنند.
Philip، روانپزشکی موفق، پس از مرگ یکی از بیمارانش با برادر او آشنا میشود و او را به خانه دعوت میکند. حضور این مرد به تدریج زندگی خانوادگی Philip و همسرش را با تهدیدی غیرمنتظره روبهرو میکند.
پس از یک حمله خانگی، مشکلات کاری و مرگ بهترین دوستش، زندگی سایمون از هم میپاشد. او تحت تأثیر سخنان یک مجری رادیویی، برای مقابله با بیعدالتی به خشونت روی میآورد.
تراویس آستین، قهرمان سابق بوکس، پس از گرفتار شدن در یک پرونده جنایی همه چیز خود را از دست میدهد. او باید برای بازسازی زندگی، بازگشت به بوکس و مقابله با گذشته خود تلاش کند.
یک پلیس سالخورده، همکارش و نوجوانی که برای آشنایی با شغل پلیس همراه آنها شده، در جریان گشت معمولی با گروهی از مزدوران سابق که در حال سرقت بانک هستند گرفتار میشوند.
Frances یک زن جوان در نیویورک است که کیف دستی گمشدهای را پیدا میکند و آن را به صاحبش Greta پس میدهد. رابطه میان آن دو شکل میگیرد، اما Frances به تدریج متوجه رفتارهای عجیب و رازهای تاریک Greta میشود.
Kurt Sloane پس از پیروزی در لاسوگاس ربوده شده و به زندانی در بانکوک منتقل میشود. برای آزادی، او مجبور است در یک مبارزه مرگبار مقابل مبارزی بسیار قدرتمند قرار بگیرد و برای این نبرد زیر نظر Master Durand تمرین کند.
James پس از تحمل مجازات جرمی که همراه برادرش Frankie مرتکب شده بود، تلاش میکند زندگی تازهای بسازد. اما با آزادی Frankie، او دوباره وارد دنیای جرم میشود و برادران برای یک سرقت بزرگ بانکی آماده میشوند.
داستانی احساسی و الهامبخش درباره شکلگیری یک دوستی غیرمنتظره میان پسری نوجوان و مردی متفاوت به نام بری است. این دو در جریان یک سفر ماجراجویانه، با چالشهای خانوادگی، ترسهای درونی و واقعیتهای تلخ زندگی روبهرو میشوند.
Sandeep Singh، بازیکن هاکی هند، پس از یک حادثه تیراندازی دچار آسیب جدی میشود و توانایی راه رفتن خود را از دست میدهد. او با حمایت خانواده و مربی خود تلاش میکند دوباره به ورزش حرفهای بازگردد.
Cee و پدرش Damon برای استخراج یک ماده معدنی ارزشمند به نام Aurelac به یک ماه جنگلی دورافتاده سفر میکنند. پس از خراب شدن تجهیزات، آنها با Ezra، معدنچی دیگری که اهداف خودش را دنبال میکند، روبهرو میشوند.
Solomon Vandy، ماهیگیری اهل سیرالئون، الماسی بزرگ پیدا میکند اما از خانوادهاش جدا میشود. او برای بازگرداندن خانوادهاش با Danny Archer، قاچاقچی الماس، و روزنامهنگاری به نام Maddy Bowen همراه میشود.