کِنا پس از پایان دوران زندان با آزادی مشروط به شهرش برمیگردد؛ شهری که هنوز او را عامل فروپاشی گذشته میداند. او فقط یک هدف دارد: دیدن دخترش «دیم» که سالها از او دور بوده است. اما خانواده اسکاتی، بهخصوص گریس و پاتریک، اجازه نزدیک شدن به کودک را نمیدهند و هر حرکت کِنا را تهدیدی تازه میبینند.
در سال ۱۹۳۲ در شانگهای آشفته، چهار مبارز میهنپرست گروهی به نام جوخه حذف خائنان تشکیل میدهند تا به طور پنهانی علیه ژاپنیها فعالیت کنند و خائنان را مجازات نمایند. اقدامات قهرمانانه آنها توجه هو بای یه، رهبر باند خلافکار اما وطنپرست را جلب میکند.
کارلوس استرادا معروف به تورو، قهرمان نیروهای ویژه ارتش، پس از قتل وحشیانه همسرش و سوءقصد به جان خودش، به سختی زنده میماند. او که حالا از خیانت همرزمان سابقش آگاه است، با برنده شدن ناگهانی در لاتاری به میلیونر تبدیل میشود.
جنایتکار شیکاگو، برادران ریچی و دنی دنتون که برای یک رئیس محلی مواد مخدر حمل میکنند، در یک معامله روتین در جنوب شهر با فاجعه روبرو میشوند. مرگ پسر یک پادشاه جنایتکار همه چیز را به هم میریزد و برادران در یک شب پر از آشوب بین باندهای رقیب گیر میافتند.
ماری، مادری که برای آشتی با خانواده خود در شب کریسمس رانندگی میکند، در جاده برفی و تاریک روستایی انگلستان با خودرویی متروکه مواجه میشود. ناگهان مردی خونآلود به نام آلن ظاهر شده و او را گروگان میگیرد.
راماکانت، صاحب مغازه عطر فروشی خسیس، همراه همسرش شیلپا در مراسم عروسی دختر گوروجی شرکت میکنند و به اصرار همسرش یک توستر چهار هزار و نهصد و نود و نه روپیهای هدیه میدهند.
ساندرا پرون، اولین افسر زن پیادهنظام ارتش کانادا، پس از بازگشت از مأموریت صلحبانی در کرواسی در سال ۱۹۹۵، به طور ناگهانی استعفا میدهد. وقتی عکسی نگرانکننده از او در حال بستن به درخت در لباس نظامی منتشر میشود، رسانهها و تحقیقات ارتش او را در مرکز توجه قرار میدهند.
در آیندهای ویرانشده در سال 2064 روایت میشود؛ جایی که جهان به دلیل کمبود شدید منابعی مانند آب و غذا به مرز فروپاشی رسیده است. انسانها در شرایطی سخت و بیرحمانه برای زنده ماندن با یکدیگر رقابت میکنند و اخلاقیات انسانی بهتدریج از بین رفته است.
داستان سریال درباره دادستانی جاهطلب به نام بانگ ته سوب است که برای رسیدن به بالاترین سطح قدرت سیاسی، وارد شبکهای پیچیده از فساد، روابط پنهانی و معاملات پشت پرده میشود. او پس از ازدواج با یک بازیگر مشهور و محبوب، به سرعت در مسیر پیشرفت قرار میگیرد و به یکی از چهرههای سرشناس دستگاه قضایی تبدیل میشود.
شش ماه پس از بازپسگیری کاملوت از حکومت استبدادی لانسلوت، آرتور شاه زندگی او را میبخشد که این تصمیم خشم خدایان سلتی را برمیانگیزد. میز گرد بازسازی و شوالیههای قدیمی و جدید باید خود را برای نشستن بر آن ثابت کنند.
گروهی از دوستان نزدیک برای تعطیلات آخر هفته به ویلایی لوکس و دورافتاده در دل جنگل میروند تا از زندگی شهری فرار کنند. در ابتدا همه چیز آرام و شاد به نظر میرسد، اما به زودی اتفاقات عجیب شروع میشود.
پس از شکست دادن Bowser و نجات بروکلین، ماریو با اتحاد شیطانی Wario و Bowser Jr روبرو می شود. حالا او در کنار دوستانش و یوشی باید از برنامه های آنها برای تسلط بر جهان جلوگیری کند.