نانس ردفیلد، مادری که در کارخانه تولید مهمات کار میکند، پس از مرگ پسرش جسی در جنگ افغانستان با حقیقت تلخی روبرو میشود: گلوله کشنده دقیقاً محصول همان کارخانه است.
دیوید اتنبرو داستان دیدار نخستین خود با گوریل نوزاد پابلو در سال ۱۹۷۸ در کوههای رواندا را روایت میکند. پابلو به نقرهپشت قدرتمندی تبدیل شد که خانوادهاش را رهبری کرد و حالا نوادگان او در همان منطقه زندگی میکنند.
مونیکا وایت، معلم مطلقه و مادر، پس از چند قرار ناموفق کلیسایی تصمیم میگیرد پروفایل قرار ملاقات آنلاین بسازد. او با آنتونی رابینسون آشنا میشود که در ابتدا مردی مهربان و قابل اعتماد به نظر میرسد.
مارگو میلت، دانشجوی جوانی که رویای نویسندگی دارد، پس از رابطه با استاد ادبیاتش باردار میشود و زندگیاش زیر و رو میگردد. او که تازه از کالج انصراف داد، با انبوهی از قبضها و هزینههای نوزاد روبهرو است.
زوجی جوان به نام ملک و آلیا در شرایط مالی سخت زندگی میکنند و برای تأمین نیازهای روزمره تلاش میکنند. یک روز غریبهای ناگهان در خانهشان جان میدهد و چمدانی پر از پول به جا میگذارد.
مریل ساندی پدر و هولیس بنستر ماجراجو در آلاسکای شمالی ناپدید میشوند. دختر هولیس به نام الی بنستر نقشهبردار و پسر مریل به نام مریل جونیور تیمی از متخصصان را برای جستجو تشکیل میدهند.
بر اساس وقایع واقعی، دای یی چن طراح اصلی کلاهبرداری مالی عظیم شانگهای پس از هفت سال فرار ناگهان در پاریس ظاهر میشود و با هویت جعلی زندگی لوکس خود را ادامه میدهد.
ایوی بابيک، دختری با تربیت کاتولیک که از مادر کما مراقبت میکند، همراه دوستش جاستین پادکست وحشت به نام لحن پنهان را اداره میکنند. آنها ایمیلی ناشناس با ده فایل صوتی دریافت میکنند که زوجی به نام مایک و جسا ضبط کردهاند.
زاک، پدری عادی، در یک حادثه خشم جادهای ناگهانی با گروهی از خلافکاران درگیر میشود و پسرش ماندلا به وضعیت بحرانی میافتد. پر از گناه و پشیمانی، زاک شاهد بیعدالتی سیستم قضایی و نفوذ مافیا میشود و به مسیر تاریک انتقام قدم میگذارد.
محبوبه و ایرج پس از سالها کار سخت و پسانداز، سرانجام خانهای مناسب برای خرید پیدا میکنند تا زندگی تازهای برای خود و دو فرزندشان پروانه و پرهام بسازند. اما این خانه معمولی به تدریج رازهای بسیاری را فاش میکند و آرامش خانواده را برهم میزند.
در ماه مه ۱۹۹۲، مری جو باتافوکو بیرون خانهاش در لانگ آیلند مورد تیراندازی قرار میگیرد. گلوله توسط امی فیشر، دختر ۱۷ ساله معشوقه همسرش جوی، به سر او اصابت میکند.
ماریانو دِ سانتیس، رئیسجمهور ایتالیا و مردی مذهبی و بیوه، در آخرین روزهای ریاست جمهوری خود با دو چالش بزرگ مواجه میشود. او باید تصمیم بگیرد آیا به دو محکوم به قتل که شرایط تخفیف دارند، عفو (بخشش) بدهد یا نه، و همچنین باید قانونی درباره حق پایان دادن به زندگی (اتانازی) را امضا کند.
موتوسیرپی، کارگر روزانه روستایی در کوویلپاتی، همراه همسرش سوسلا با زندگی ساده اما پر از امید روزگار میگذراند. وقتی طلبکار محلی فاسد شانموگام با کمک مقامات اداری آنها را به عنوان مرده اعلام میکند، همه حقوقشان از بین میرود.
تیمور، جوانی ساده و ماهر در روستایی کوچک، پس از حمله گروهی از افراد مسلح به روستایشان، مجبور به دفاع از خانواده و همسایگانش میشود. او که از کودکی مهارتهای رزمی سنتی را آموخته، با کمک دوستان قدیمی و دانش محلی، وارد مبارزهای نابرابر میشود.