تنیسباز حرفهای سابق پس از یک فاجعه خانوادگی، زندگیاش را از دست داده و به مرز نابودی رسیده است. او برای تأمین نیازهای روزانه و بازسازی خود، مجبور به بازگشت به ورزش میشود. در این مسیر با مربی قدیمی، رقبای جوان و فشارهای روانی روبرو میشود و باید بین گذشته دردناک و آیندهای نامعلوم تعادل برقرار کند.
دو دختر نوجوان ثروتمند و ناآگاه که همیشه در رفاه زندگی کردهاند، در سال ۱۹۳۲ برای تعطیلات به جنگل میروند اما به دلیل یک حادثه ناگهانی گم میشوند. آنها بدون هیچ تجربهای برای بقا در طبیعت، با حیوانات وحشی، سرما و گرسنگی روبرو میشوند.
تایلر، زندانیای که سالها در زندان کار آشپزی کرده، حالا با رفتار خوب برای آزادی زودرس آماده میشود. او با زندانی جدیدی به نام دی روبرو میشود که تجارت مواد مخدر زندان را به هم میریزد. تایلر برای حفظ آرامش و فرصت آزادی، بین حمایت از دی و حفظ جان خود گیر میافتد.
کوما، دزد هنر ماهر و بازنشسته، در سواحل آرام اندلس زندگی آرامی دارد تا اینکه خبر سرقت بزرگی در کراکوف به گوشش میرسد. رقیب قدیمیاش چودی که قبلاً شریک او بود، حالا با تیمی بیرحم و بدون جای دادن برای کوما، قصد دارد بزرگترین سرقت هنری لهستان را انجام دهد.
دریا پس از سقط جنین و فروپاشی ازدواجش، در حال بازسازی زندگی خود است. در این میان خواهر دوقلویش به نام علی با مردی به نام رایان آشنا میشود که همه چیزهایی را دارد که دریا فکر میکند از دست داد.
یک اندرویدی امنیتی در حالی که تعادل مأموریت های خطرناک و تمایل به انزوا را با احساسات و اراده آزاد می جنگد ، از تشخیص خود استفاده از خود در حالی که جای خود را پیدا می کند ، فرار می کند.
دو دانشجو به نامهای جک و مونتگومری در یک ترم سخت دانشگاهی با مشکلات زیادی روبرو میشوند. مونتگومری در ارتباط با دختر مورد علاقهاش مشکل دارد و جک پس از یک اتفاق در مراسم ورزشی، از سوی دوستان سابق و قلدرها طرد میشود.
نیروی دریایی سابق، کیس داتون، مزرعه یلواستون را ترک میکند تا به مارشالهای ایالات متحده بپیوندد، و از مهارتهای کابوی و نظامی خود برای مبارزه با جرم و جنایت در مونتانا استفاده میکند، در حالی که با روابط خانوادگی و آسیبهای روانی مجری قانون برخورد میکند.
در شهر ولادیوستوک روسیه، مأمور سرویس اطلاعات ملی کره جنوبی به نام جو مسئول تعقیب یک شبکه جنایی بینالمللی است. همزمان مأمور امنیت دولتی کره شمالی به نام پارک گئون در حال بررسی یک نقص امنیتی بزرگ است.
هام در نقش کوپ، یک مدیر صندوق سرمایه گذاری در نیویورک است که اخیراً طلاق گرفته و بیکار شده است. او از روشهای مجرمانه برای حفظ سبک زندگیاش استفاده میکند و خانوادهاش را با استانداردی که به آن عادت کردهاند، زندگی میکنند.اندرو با برنامهریزی دقیق، سرقتهایی را انجام میدهد و از مهارتهایش در تحلیل و مدیریت ریسک بهره میبرد. اما یک شب، او به اشتباه وارد خانهای میشود که متعلق به فردی خطرناک است.
در آستانه برگزاری یک جشنواره بزرگ فرهنگی، گنج مقدس «کهربا» که نماد مهمی برای مردم محلی است، به طور مرموز دزدیده میشود. گروهی از دزدان حرفهای با انگیزههای متفاوت وارد عمل میشوند و تعقیب و گریزی پرخطر در خیابانها و مکانهای تاریخی آغاز میگردد.