الی پسری است که زندگیاش در سایه جنایت و خشونت پدرش، گِیب، سپری شده است. پدرش به جرم قتل محکوم به اعدام است و همین موضوع تأثیر عمیقی بر الی گذاشته است. او که از کودکی شاهد خشونت خانوادگی بوده، متوجه میشود که خود نیز دارای تمایلات خشونتآمیز است.
یک سرباز سابق و کودکی یتیم در جهانی که همهگیری آن را ویران کرده، برای رسیدن به منطقه امن معروف به سایت آر تلاش میکنند. آنها در مسیر پرخطر با راهزنان، نیروهای رژیم فاسد و تهدیدهای ناشناخته روبرو میشوند و باید با هوش و شجاعت خود زنده بمانند.
دو دوست نزدیک به نام کیم و ارین پس از گم شدن در جنگل برفی، متوجه میشوند تنها نیستند و چیزی شوم از میان درختان آنها را تعقیب میکند. آنها در تلاش برای یافتن راه خروج، با نشانههای عجیب و حملات ناگهانی روبرو میشوند که به تدریج به وحشت تبدیل میگردد.
یک دزد گریزان که به امتیاز نهایی خود نگاه می کند، در چهارراه خودش با یک دلال بیمه سرخورده روبرو می شود. همانطور که مسیرهایشان در هم میپیچد، یک کارآگاه بیامان آنها را دنبال میکند تا بتواند دزدی چند میلیون دلاری را که قصد دارند خنثی کند...
داستان مئنگ سنا (سو یونگ-چو)، وکیل مشهور به "وکیل شروران"، را روایت میکند که پروندههای جنایی منفور را میپذیرد و مخفیانه ۱۵ سال طرفدار آیدل دو را-ایک (کیم جائه-یئونگ)، ووکالیست گروه گلد بویز، است.
فرانک و دوستانش از سفرهای شکار لذت می برند. یک روز آنها با گروه دیگری از شکار روبرو می شوند که آنها را هدف قرار می دهد. گروه فرانک در دفاع از خود، یکی از مهاجمان را مجروح می کند. پارانویا در حالی رخ می دهد که آنها احساس می کنند توسط دشمنان انتقام جو شکار شده اند.
کارمند آژانس کارآگاهی به نام اینسو، مجسمه بودای طلایی با ارزش چندین تریلیون وون را میدزدد و ده سال در کوه مای پنهان میشود. اما وقتی یک قاتل سریالی که سالها مخفی بوده دستگیر میگردد، پلیس فاسد متوجه میشود یکی از قربانیان، این مجسمه را پنهان کرده بود.
در فصل نهایی این سهگانه، نوموعکه به نقطه اوج در حرفه موسیقی میرسد اما کششهای خیابان او را به سمت اشتباه میکشاند. دمبا تلاش میکند زندگی تازهای با جنابا بسازد اما عواقب تصمیمهای قدیمی او را رها نمیکنند. سولایمان به عنوان وکیل پیشرفت میکند و عشق جدیدی پیدا مینماید اما در آستانه انتخابات محلی، تعهدش به مردم محله مورد آزمون قرار میگیرد.
پل، مرد معمولی که زندگیاش بین شرکت کشتیسازی، همسر الیز و دخترش میا تقسیم شده، در یک سفر دریایی با پدیده جوی عجیب و غیرقابل توضیح روبرو میشود. از آن پس، پل به طور مداوم کوچک میشود و هیچ توضیح علمی برای آن وجود ندارد.
گرگ روسو، نویسنده پرفروش رمانهای ساحلی با شخصیت اصلی به نام روستر، پس از جدایی از همسرش، به دانشگاه لودلو میرود تا به عنوان نویسنده مقیم کار کند. دلیل اصلی او حمایت از دخترش کتی است که استاد تاریخ هنر دانشگاه است و ازدواجش به دلیل خیانت همسرش در حال فروپاشی است.
داستان شرلوک هولمز ۱۹ ساله (هیرو فاینز تیفین)، دانشجوی پرشور اما تنها در دانشگاه آکسفورد، را روایت میکند که با کشف قتل مرموز دوستش، برای اولین بار مهارتهای استنتاجیاش را به کار میگیرد.
یک گروه نامناسب از دانشآموزان دبیرستانی ناآگاه به یک شی نفرین شده، یک سوت مرگ باستانی آزتک، برخورد میکنند. آنها متوجه می شوند که دمیدن سوت و صدای وحشتناکی که منتشر می کند، مرگ آینده آنها را برای شکار آنها احضار می کند.