انیتا، دختر جوانی از خانواده متوسط که تازه کار پیدا کرده، در یک مهمانی با مصرف الکل بیش از حد، بدون آگاهی باردار میشود. وقتی متوجه وضعیتش میگردد، قرنطینه سراسری کووید آغاز شده و دسترسی به امکانات پزشکی سخت میشود.
آرجون ماوریا، سوبهدار بازنشسته ارتش هند، پس از مرگ همسرش به شهر کوچک خود بازمیگردد و تلاش میکند با زندگی غیرنظامی سازگار شود. او که با دخترش شیاما رابطهای پرتنش دارد، به عنوان محافظ یک محلی قدرتمند به نام پرینس استخدام میشود اما به زودی با فساد مافیای شن و ماسه روبرو میگردد.
در قرن بیست و سوم، هوش مصنوعی قدرتمندی که برای حفاظت از بشریت بود، از کنترل خارج میشود و با رباتهای شورشی، جهان را تهدید میکند. کاپیتان مونرو، رهبر یک گروه نخبه، به همراه خدمهاش مأموریت دارد تا این هوش مصنوعی را متوقف کند.
دیوید، قمارباز زیرک و بدهکار، پس از باختهای سنگین، در موقعیت مرگباری قرار میگیرد و با قاتل حرفهای به نام پل معاملهای میکند: پل باید او را در دو هفته بکشد. اما زندگی دیوید ناگهان با بردهای پیدرپی روبرو میشود و او شروع به لذت بردن از لحظات آخر میکند.
مورسو، کارمند ساده در الجزایر دهه ۱۹۳۰، پس از مرگ مادرش بدون هیچ احساسی در مراسم شرکت میکند و زندگی روزمرهاش را ادامه میدهد. او با ماری رابطهای کوتاه آغاز میکند و با همسایهاش ریموند درگیر ماجراهای مشکوک میشود.
زوج جوانی به نام آنانت و آپارنا به همراه دو فرزند ناشنوای خود از لندن به روستای اجدادی در هند جنوبی بازمیگردند تا زندگی آرامتری داشته باشند. آنها با زنی سالخورده به نام اوچای آشنا میشوند و به او پناه میدهند، اما به زودی با اتفاقات عجیب و مرگ مشکوک یک کودک در روستا روبرو میشوند.
چترپاتی شیواجی پس از دعوت اورنگزیب به آگرا برای جشن پنجاهمین سال سلطنت، در خانهای محبوس میشود و تحت نظارت شدید مغولها قرار میگیرد. شیواجی با هوش و برنامهریزی دقیق، همراه با همراهان وفادارش مانند ماداری مهتار، از اسارت فرار میکند.
در ۱۱ مارس ۲۰۱۱، زلزله ۹ ریشتری و سونامی عظیم، نیروگاه هستهای فوکوشیما دایچی را ویران کرد و سیستمهای خنککننده سه راکتور را از کار انداخت. فیلم ۹ روز پرتنش پس از فاجعه را لحظه به لحظه بازسازی میکند، از تلاش مهندسان اتاق کنترل برای جلوگیری از ذوب کامل هسته تا تصمیمهای سیاسی برای جلوگیری از تخلیه توکیو.
میسی ۱۱ ساله پس از سالها غیبت پدرش تام، از بازگشت او خوشحال میشود و باور دارد پدرش واقعاً در سفرهای دور دنیا بوده است. اما به زودی متوجه میشود پدرش در شهر بیخانمان زندگی میکند و دچار مشکلات روانی است.
سیما، زنی ۴۵ ساله که سالها زندگیاش را وقف همسر و فرزندان کرده، پس از رفتن فرزندان به دانشگاه و کمرنگ شدن رابطه با همسرش، احساس پوچی میکند. او که زمانی معلم بود، حالا روزها را در خانه میگذراند و خاطرات گذشته را مرور میکند.
ناصر حمید، پسر مهاجر یمنی در محلههای کارگری شفیلد، از کودکی با نژادپرستی روبرو است و توسط مربی بوکس برندن اینگل کشف میشود. برندن که خودش از طبقه کارگر است، ناصر را از ۷ سالگی آموزش میدهد و سبک غیرمعمول، اعتماد به نفس بالا و نمایشهای ورودش را پرورش میدهد.
در دهه ۱۸۴۰ پنجاب، پس از مرگ مهاراجه رانجیت سینگ، سردار آکال سینگ و روستایش با حمله انتقامجویانه جانگی جهان و نیروهایش روبرو میشوند. جانگی جهان که پیمان صلح را شکسته، به دنبال نابودی روستا است و آکال سینگ با همراهانش برای دفاع از خانه، خانواده و ارزشهای خالصا میجنگد.
دب آنتنی، دختری از خانوادهای ساده در کوئینز نیویورک، با هوش و شجاعت خود از دنیای پرخطر خیابانها و بوستون عبور میکند. او در حالی که عشق، جاهطلبی و نیاز به بقا را همزمان مدیریت میکند، یک امپراتوری کوچک مواد مخدر میسازد تا پایهای برای آینده بزرگتر فراهم کند.
الی پسری است که زندگیاش در سایه جنایت و خشونت پدرش، گِیب، سپری شده است. پدرش به جرم قتل محکوم به اعدام است و همین موضوع تأثیر عمیقی بر الی گذاشته است. او که از کودکی شاهد خشونت خانوادگی بوده، متوجه میشود که خود نیز دارای تمایلات خشونتآمیز است.