بازرس شیوانی شیواجی روی، کارآگاه سرسخت بخش جنایی، وارد بزرگترین و تاریکترین پروندهی زندگی حرفهایاش میشود؛ پروندهای که شامل آدمربایی گروهی دختران جوان و شبکهای پیچیده از جرم و فساد است.
کن پس از از دست دادن همه چیز به خاطر جنایتی که مرتکب نشده بود، قول میدهد که به سلسله کین سفر کند و همه چیزهایی را که با غصب تاج و تخت از دست داده است، پس بگیرد.
در دهه 1930 شیکاگو، فرانکنشتاین از دکتر یوفرونیوس می خواهد که به ایجاد یک همراه کمک کند. آنها به زنی به قتل رسیده به عنوان عروس جان می بخشند، و جرقه های عاشقانه، علاقه پلیس و تغییرات اجتماعی رادیکال را برمی انگیزند.
«فوبیای عشق» داستان آدمهایی را روایت میکند که زخمهای عاطفی عمیقی دارند و در دنیای پیچیده قرارهای عاشقانه واقعیت مجازی گرفتار شدهاند. یک برنامهنویس نابغه سیستمی ساخته تا شریک کاملاً ایدهآل هر شخص را پیدا کند، اما برخی هنوز به عشق واقعی و سنتی باور دارند.
دو همکار در یک جزیره متروک سرگردان می شوند و تنها بازماندگان یک سانحه هوایی هستند. در جزیره، آنها باید بر نارضایتی های گذشته غلبه کنند و برای زنده ماندن با هم کار کنند، اما در نهایت، نبرد اراده ها و عقلانیت است تا به نتیجه برسند...
دو دوست گانگستر به نام نیک و مایک، همراه با آلیس که نیک همسرش است و مایک با او رابطه دارد، درگیر یک شب بسیار خطرناک میشوند. نیک آینده از شش ماه بعد با ماشین زمان برمیگردد تا زندگی مایک را نجات دهد، زیرا مایک در آن شب کشته میشود.
آنتی و دیک، دو کلاهبردار کوچک در لندن، با استفاده از یک برنامه نرمافزاری خودساخته، یک باند جنایی قدرتمند را فریب میدهند و مبلغ هنگفتی به دست میآورند. وقتی امری، رئیس باند خشن، متوجه ماجرا میشود، آنها مجبور به فرار فوری میشوند و به روستایی دورافتاده در یونان پناه میبرند.
آرش، تاجر موفق و بیرحم، سالها با فریب و قدرت دیگران را از پا درآورده و زندگی بسیاری را ویران کرده است. پس از یک حادثه ناگهانی، او به گذشته بازگردانده میشود و مجبور است طعم همان دردهایی را بچشد که به دیگران چشانده بود.
دکتر الن ریچاردز، دانشمند برجسته، پس از سالها تحقیق در آزمایشگاهی مخفی، دارویی را کشف میکند که میتواند بیماری مرگبار جهانی را درمان کند. اما به زودی متوجه میشود که این دارو عوارض جانبی وحشتناکی دارد و افرادی که آن را مصرف کردهاند، به موجوداتی خشن و غیرانسانی تبدیل میشوند.
در بیمارستانی در تیروانانتاپورام، نوزاد سه روزهای به طور مرموز از بخش زایمان ناپدید میشود. سانال متیو، کارمند بیمارستان که دیر به شیفت رسیده، به دلیل حضور در محل بلافاصله به عنوان مظنون اصلی شناخته میشود.
یک مزدور ماهر با گذشتهای پر از درد، مأموریت میگیرد تا شیء ارزشمندی به نام «کره» را از شرکت قدرتمند پردور بدزدد. دزدی به شکل فاجعهآمیزی پیش میرود و او درگیر تعقیب و گریز میشود.
وقتی یک شبح کوچولو بی خانمان در را به روی ساکنان عجیب و غریب قطار ارواح می زند که به دنبال مکانی برای تعلق هستند، او به طور تصادفی توجه "جهان بیرونی" را به خود جلب می کند و باید با افراد مختلف همکاری کند...
داستان فیلم درباره مردی تنها و درونگرا است که زندگی آرام و قابل پیشبینیاش با ورود زنی غیرمنتظره دچار تغییر میشود. او که همیشه از تعهد و روابط جدی فرار کرده، ناگهان خود را درگیر احساساتی میبیند که کنترل آنها برایش آسان نیست.
کلر و جیمی پس از خروج از ارتش قارهای، به فرایزرز ریج بازمیگردند جایی که شهرک در غیاب آنها رشد کرده اما جنگ انقلابی همچنان تهدید میکند. آنها با ورود تازهواردان و تغییرات جامعه روبرو میشوند و بریانا با کتابی از آینده که مرگ جیمی را پیشبینی میکند، بازگشتی پرتنش دارد.